كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
706
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
شد « 1 » و اميرزاده پير محمد بن عمر شيخ با عظمت تمام از جانب شيراز رسيد . ذكر احوال سلطان احمد بغداد در اين سال سابقا مذكور شد كه سلطان احمد از طنطنهء لشكر قيامت اثر از بغداد گريخت و او در آن هزيمت عزيمت جانب جلب كرد و اكابر آنجا به موجب حكم سلطان برقوق كه در آن ايام زمام مهام مصر و شام در قبضهء اقتدار و اهتمام او بود ، سلطان احمد را استقبال نموده و نثار و پيشكش كرده ما يحتاج مرتّب داشتند و او مدتى در حلب با ماه رويان عرب به عيش و طرب گذرانيد و سلطان برقوق ايلچى پيش سلطان احمد فرستاد و او را به تعظيم ياد كرده و خود را بنده خوانده پيغام داد كه مجموع ممالك و نوكران من ملك تواند . هرچه فرمايى بندهوار فرمان برند . نظم سپاه و غلامم ترا چاكرند * زراى و ز فرمان تو نگذرند سلطان احمد ايلچى را سه اسب خوب و قبا و كلاه و كمر داده متوجه دمشق شد و اكابر شامات او را استقبال نموده او را به دار الأماره فرود آوردند و چند روز آنجا به خرمى و نشاط بوده عزيمت مصر نمود و سلطان برقوق به نفس خود استقبال فرموده صد و سى اسب تازى و سى و سه جامهء طلادوزى پيشكش كرد و نزديك رود نيل به موضع خوش هوا فرود آورد و انواع تكلّفات پادشاهانه پيش او مىفرستاد و سلطان احمد نيز مصريان را چيز بسيار داد و چون ايام ضيافت به نهايت انجاميد و سخن به امور ملكى رسيد ، سلطان برقوق گفت من لشكر بسيار مىدهم و ما يحتاج ترتيب مىكنم .
--> ( 1 ) . ظف : « چون صداى اين بشارت به سمع مبارك حضرت صاحبقران رسيد او را ايجل نام نهاد . » ج 1 ص 522 .